تبليغاتX
یوســـــــــف زهــــــــــرا ...
یوســـــــــف زهــــــــــرا ...
بیا مهدی شب هجران سحر کن...
آخرین مطالب
عقده نامه...
روز نهم محرم
روز هشتم شهادت علی اکبر
شهادت حضرت علی اصغر علیه السّلام
یا حسیــــــــــــــــــــن...
تو اگر بیایی ....
السلام علیک یا بقیّّة الله
وقتی تو بیایی
گل محمدی باش تا محتاج ادکلن نشوی...!
علائم و نشانه های آخرالزمان...
احادیث
چگونگی پیروزی حجت حق (قسمت آخر )
کجایی یوسف زهرا
جزیره خضراء افسانه یا واقعیت..؟!!
تویی مرحم به زخم بی شمار مادرت زهرا سلام الله علیها
چگونگی پیروزی آخرین حجت حق(قسمت ششم)
جزیره خضراء افسانه یا واقعیت(3)؟؟!!
چگونگی پیروزی آخرین حجت حق (قسمت پنجم )
چگونگی پیروزی آخرین حجت حق (قسمت چهارم )
عید سعید فطر...
جزیره خضراء افسانه یا واقعیت (2) ؟!!
جزیره خضراء افسانه یا واقعیت(1)؟!!
ماه مبارک رمضان...
چگونگی پیروزی آخرین حجت حق (قسمت سوم )
آزمون اساسی...؟؟
آرشیو مطالب
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
پیوندهای روزانه
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست...
عاشقانه
وبلاگ تفریحی فرهنگی سندس
سرنوشت رو ننوشتن می تونی عوضش کنی...؟
یوسف زهرا...
آرشیو پیوندهای روزانه
پیوندها
.::. پخش زنده و مستقیم حضرت ابوالفضل علیه السلام .::.
.::. پخش زنده و مستقیم امام حسین علیه السلام .::.
.::. یـــا رب 121 .::.
.::. ستاره های سربــــــــــی .::.
.::. دو دهــــــــــــــک .::.
.::. بانوی اردیبهشت .::.
.::. انقلاب حسینی .::.
.::. نگاه نو .::.
.::. منتظر منجی .::.
.::. عصر ظهور .::.
.::. تقویم پر از زمستون .::.
.::. شبکه منتظر .::.
.::. شبکه اطلاع رسانی حضرت مهدی (عج) .::.
.::. یا مهدی .::.
.::. پایگاه منجی .::.
.::. پایگاه امام مهدی (عج) .::.
.::. پایگاه موعود .::.
.::. پایگاه مسجد مقدس جمکران .::.
.::. پایگاه اطلاع رسانی اجلاس مهدی .::.
.::. مهر سپهر، آکاش کاپرکاش .::.
.::. کلید بهشــــــــت .::.
.::. و اینک زندگی ... .::.
.::. غرفه ی ناز .::.
.::. دریادل دریادل بمان .::.
.::. خانه دوست کجاست .::.
.::. مذهبی و مداحی .::.
.::. تست هوش .::.
.::. شاید این جمعه بیاید شاید .::.
.::. نوشته های بارونی .::.
.::. شهدا زنده اند .::.
.::. مرکز دانلود مداحی های جواد مقدم .::.
.::. یاران مهدی عج .::.
.::. منتظران دلسوخته .::.
.::. مـــــولا علــــــــــــــــــی .::.
.::. علـــــــــــــــــی گفت .::.
.::. سلام علی آل یاسین .::.
ملیکه در تمنای وصال
عقده نامه...

عقده نامه

رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی

خدمت تمامی بازدید کنندگان و دوستان گرامی سلام عرض می کنم.

زیاد مقدمه چینی نمی کنم خیلی سریع می خواهم اصل موضوع را بیان کنم ، تا از حرارت شعله ای که در قلبم به وجود آمده کم شود. همان طور که همه شما خبر دارید روز عاشورا و روزهای قبل از آن به مقدسات، دین، فرهنگ و باور یک ملت توهین شد و می شود. وقتی که صحنه های آتش زدن بیرق ها و نمادهای عاشورا را از ماهواره می دیدم (صدا و سیمای ما که نشان نمی دهد!) چنان عصبانی شدم که می خواستم همان جا خودم را هلاک کنم. اما خانواده مجال این کار را ندادند. وقتی که صحنه های آتش زدن نام و اسم امام عزیزمان حضرت مهدی (عج) را دیدم دیگر نتوانستم طاقت بیاورم  و قسمت هایی از بدنم را ناقص کردم. وقتی که شنیدم دارند به اسلام و شیعیان توهین می کنند، دارند به باورهای دینی ما توهین می کنند، به امام ما توهین می کنند دیگر نتوانستم یک جا بند شوم و رفتم بیرون تا شاید بیرون خبری باشد. الحمدلله که خبری هم بود. مردم در حال تظاهرات و شعار دادن بر علیه یزیدیان و کوفیان زمان بودند. من هم خودم را در آنان جا دادم و به هر حال با این کار کمی آب بر آتش وجودم ریختم.

اما امروز من فقط نیامده ام اینجا که اینها را بگویم، امروز می خواهم از امام زمان عذرخواهی کنم. امروز می خواهم بگویم آقا غلط کردیم. اماما شرمنده ایم از اینکه ذریه شما به شما بد می کند و به شما دشنام می دهد. اماما شرمنده ایم از اینکه به نایب شما توهین می کنیم. اماما شرمنده ایم از اینکه روز عاشورا به جای اینکه به شما تسلیت بگوییم و بر پدر بزرگوارتان گریه کنیم، داغ دل شما را تازه تر کردیم و مانند کوفیان هلهله کردیم، کف زدیم، سوت کشیدیم، منازل را به آتش کشیدیم، قرآن را آتش زدیم ... اماما شرمنده ایم از اینکه  به هر کس که حق می گوید ناسزا می گوییم. هر کس که اسم شما را می آورد به  او تهمت دروغگو می زنیم. هر کس که سعی دارد شما را خشنود کند مسخره اش می کنیم... و اماما شرمنده ایم از اینکه... (اگه چیزی داری بگو به امامت بگو ازش عذرخواهی کن)

آقا جان، تا همین چند وقت پیش تا وقتی اسم امام خمینی و رهبر می آمد تا آنجا که می رسید آنها را مسخره می کردم. نمی دانم چرا؟ شاید شیطان در آنجا توانسته بود به نفسم رخنه کند و مرا نسبت به ولایت فقیه بیزار کند. اما وقتی که آن اتفاقات برایم افتاد و ان چیزها را در خواب  دیدم و شنیدم، فهمیدم که خیلی اشتباه کرده ام. خیلی چیزها را نمی دانستم و حالا دانستم. آنقدر از خودم بدم آمد که داشتم به خودم فحش می دادم و خودم را سرزنش می کردم! به راستی اگر ولایت فقیه نبود باید چه کار می کردیم ؟ به چه کسی پناه می بردیم؟ اصلا می دانید ولایت فقیه چیست ؟ ولایت فقیه اصلی همین امام زمان است. به این حدیث از امام باقر (ع) توجه کنید: بنی الاسلام علی خمس،  علی الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد بشئ کما نودی بالولایه.« اسلام بر پنج پایه استوار است، بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت ، و آن طوری که به ولایت دعوت شده به چیز دیگری دعوت نشده است. (بحارالانوار ج 68 باب 27 روایت 1 )

اگر امام زمانمان را قبول نداشته باشیم همه امامان معصوم بالاخص پیامبر گرامی اسلام را نقض کرده ایم. همین طور است که اگر نایب ولی فقیه را قبول نداشته باشیم اصل ولایت را زیر سوال برده ایم. در احادیث معتبر موجود است که زمانی که امام معصوم غایب است نائبین او کارها را انجام می دهند و مشکلات مردم را حل می کنند. اکنون هم همین طور است. امام ما غایب است، و نائبین او کار را انجام می دهند. نائبین امام در زمان غیبت صغری توسط خود او انتخاب می شدند که به آنها نائبین خاص گفته می شد. که دیگر دوران نائبین خاص به پایان رسیده و ما الان نایب خاص نداریم. اما آنچه که ما الان می شنویم می گویند حضرت آیت الله خامنه ای نایب بر حق امام زمان (عج) است. به نظر شما درست است؟ حال من می گویم درست است یا غلط ! در این زمان که نایب خاصی وجود ندارد نایب عام وجود دارد. نایب عام کیست؟ مراجع تقلید و عرفا. حال سوال اصلی این است که چرا به رهبر گرامی مان می گویند نایب بر حق. اولا تمامی مراجع از کوچک تا بزرگ  بر حق بودن ولایت آقا  مهر تایید زده اند. و کسی را به جز ایشان لایق این مقام و منصب نمی دانند. ثانیا خصوصیات و ویژگی هایی که حضرت آقا دارند منطبق با همه آن ویژگی هایی است که امام زمان و امامان معصوم قبلی برای ولی فقیه ارائه داده اند. ثالثا همه مردم از صغیر تا کبیر ولایت فقیه حضرت آقای خامنه ای را قبول دارند و آن را تصدیق می کنند.

 

اما روی دیگر سخنم با کسانی است که هنوز این جبهه سبز اموی را یاری می کنند و از آنان حمایت می کنند. جناب آقای موسوی و خاتمی که به سید بودنتان می نازید و افتخار می کنید که سید هستید. در واقع شما سید نیستید. ابن زیاد کوفه هستید که راه را بر تمامی شیعیان بستید تا نتوانند به یاری امامشان بروند. شماها هستید که امروز دارید شیعه را نابود می کنید. شماها هستید که قلب امام زمان را پر از درد کرده اید. تا کی می خواهید ادامه بدهید. مگر حسین و زینب به شما چه کار دارند که این همه به آنها اهانت می کنید. گویا شما با احمدی نژاد و خامنه ای و ... مخالف نیستید با اسلام مخالفید. و با اسلام مخالف بودن یعنی با خدا مخالف بودن.  شما و تمامی کسانی که از شما حمایت می کنند روز قیامت مانند سگ های نجسی هستید که خونابه ها و نجاست ها غذای شماست و آن چنان عذابی در انتظارتان هست که مانند آنرا هیچ جا ندیده باشید.  مطمئن باشید مهدی فاطمه (س) گردن همه شما دجالان زمان را خواهد زد و همه به درک واصل خواهید شد. و اگر هم امام زمان (عج) این کار را انجام ندهد ما کار را زودتر تمام خواهیم کرد. این را مطمئن باشید.  خوشا آن روز که سرهای بریده تک تک شما را ببینیم ...

اگر از خدا و حجتش عذرخواهی نکنیم اطمینان داشته باشید که عقوبت سخت الهی در انتظار ماست. چرا که ما به حسینی توهین کردیم که خدا هم در روز شهادت او غمگین و ناراحت شد. به حسینی اهانت کردیم که هفت هزار فرشته در روز شهادتش خون گریه کردند. خون حسینی را پایمال کردیم که آسمان ها و زمین در روز شهادتش غمگین و ناراحت بودند. حال بیاید یک بار دیگر از او عذرخواهی کنیم :  الهی لا تعدبنی بعقوبتک

و بیایید آنها را هم لعن کنیم : اللهم العن الموسوی و الخاتمی و الکروبی، اللهم العنهم جمیعا.

 

و دست آخر هم برای ظهور او دعا کنیم : اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه و العن اعدائهم اجمعین.

اللهم انصر الاسلام و المسلمین، واقتل الکفار و المنافقین، واحفظ قائدنا امام الخامنه ای.

 

برای سرنگونی و نابودی همه دشمنان اسلام و شیعیان  دعا کنید.

یا مهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی عجل علی ظهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورک

مسعود | - پنجشنبه دهم دی 1388
+ |
روز نهم محرم

 

روز نهم محرم الحرام


 

روز تاسوعا است و روزيست كه شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زياد در باب قتل امام حسين علیه السلام وارد كربلا شد و ابن سعد بر حسب آن نامه ، مهياى قتل آنحضرت شد. لاجرم وقت عصر بود كه لشكر خود را بانگ زد كه : يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى .
جنود نامسعود او سوار شد ورو به سپاه سيد الشهداء آوردند در حاليكه آن حضرت در پيش خيمه ، شمشير خود را در بر گرفته بود و سر بزانو نهاده بود و بخواب رفته بود. جناب زينب چون هياهوى لشكر را شنيد، بنزد برادر دويد، عرض كرد: برادر مگر صداهاى لشكر را نمي شنويد كه نزديك شده اند. پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود كه اي خواهر اكنون رسولخدا را در خواب ديدم كه بمن فرمود: تو بسوى من خواهى آمد.
حضرت زينب تا اين خبر را شنيد، طپانچه بر صورت زد و واويلا گفت . حضرت فرمود كه اي خواهر ويل و عذاب از براى تو نيست ، صبر كن و ساكت باش ، خدا ترا رحمت كند.
پس جناب عباس را فرستاد تا تحقيق كند چه مطلب شده چون معلوم كرد كه بناى قتل است ، آنشب را حضرت از ايشان مهلت خواست كه قدرى نماز و دعا و استغفار بجا آورد و بالجمله اين روز، روز اندوه و حزن اهل بيت ع است .
شيخ كلينى از جناب صادق عليه السلام روايت كرده كه آنجناب فرمود: تاسوعا روزى بود كه جناب حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آنحضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند بسبب كثرت سپاه و بسيارى لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب حسين ع و اصحابش ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند نمود. پس فرمود پدرم : فداى آن ضعيف غريب .

1.محاصره خیمه ها در کربلا

امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1

 

2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام

در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.
حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید.
حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3

3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام

در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5

4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6

5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش

در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

6. يك شب مهلت براي راز و نياز

پس حضرت عباس ( عليه السلام ) نزد سپاهيان دشمن بازگشت و ازآنها شب عاشورا را براي نماز وعبادت مهلت خواست عمربن سعد درموافقت با اين درخواست مردد بود وسرانجام ازلشكريان خود پرسيد كه : چه بايد كرد ؟
عمروبن حجاج گفت : سبحان الله اگراهل ديلم ( كنايه ازمردم بيگانه ) و كفارازتو چنين تقاضائي مي كردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كني .
قيس بن اشعث گفت : درخواست آنها را اجابت كن بجان خودم سوگند كه آنها صبح فردا با توخواهند جنگيد .
ابن سعد گفت : بخدا سوگند كه اگربدانم چنين كنندهرگز با درخواست آنها موافقت نكنم .
و عاقبت فرستاده ابن سعد به نزد حضرت عباس بن علي ( عليه السلام ) آمد و گفت :
ما به شما تا فردا مهلت مي دهيم اگرتسليم شديد شما را به نزد عبيدالله بن زياد خواهيم فرستاد واگر سرباززديد ، دست ازشما برنخواهيم داشت .
منبع:
1 .کافی:ج4 ص 174.
2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361.
3از مدینه تا مدینه :ص381_382
4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392.
5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.
6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146.
7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.
فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی
 
گلنـاز | - شنبه پنجم دی 1388
+ |
روز هشتم شهادت علی اکبر
السلام علیک یا صاحب الزمان

یا اباصالح تسلیت این حقیر رو پذیرا باش،

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان علیه السّلام

 


علی اکبر حسین (ع)؛ اولین شهید کربلا

 


علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها


« علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است.
علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.
روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.
کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است. زیرا بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند. ولی این قول مشهورتر است .
از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.

خواب امام حسین علیه السلام و پرسش علی اکبر

در توقفگاه قصر بنی مقاتل، امام حسین علیه السلام به جوانان خاندان خود دستور داد آب بردارند و سپس در آخر شب به کاروان دستور حرکت داد. امام همچنان که بر روی اسب بود، اندک خوابی او را فرا گرفت و پس از این که بیدار شد، چند بار گفت:« انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین »
فرزندش علی اکبر پیش آمد و گفت:« ای پدر، چرا حمد خدا به جا آوردی و « انا لله و انا الیه راجعون » گفتی؟ »
فرمود:« پسرم. لحظه‌ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می‌گفت:« این گروه می‌روند و مرگ نیز به سوی آنها می رود.»
دانستم که او همان جان ماست که خبر مرگ ما را می‌دهد.»
علی اکبر گفت:« پدر جان! خداوند برای ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟»
فرمود:« چرا، سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.»
علی اکبر گفت:« پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.»
امام حسین علیه السلام به او فرمود:« خدایت بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد به تو عنایت کند.»
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی *** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان *** او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

مبارزات حضرت علی اکبر در روز عاشورا

علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:« من علی، پسر حسین فرزند علی هستم. به خدا سوگند که ما به رسول خدا از همه کس نزدیک تریم. آن قدر با نیزه با شما بجنگم که نیزه ام خم شود.
از پدرم حمایت می کنم و با شمشیر بر شما ضربتی فرود می آورم که زیبنده جوان هاشمی علوی است. پسر زیاد کجا و حکم‌کردن درباره ما کجا.»
وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.
روایت شده است که آن بزرگوار با این که تشنه بود، 120 نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود، گفت:« ای پدر، عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا کنم؟» امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی.»
برخی از مورخان نوشته اند امام علیه السلام به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»
علی اکبر به میدان بازگشت و این رجز را خواند:« جنگ است که جوهر مردان را آشکار می سازد. درستی ادعاها پس از جنگ ظاهر می‌شود. به خدای عرش سوگند، که از شما جدا نگردم مگر آن که تیغ‌های شما غلاف شود.»
و همچنان رزمید تا آن که تعداد افرادی که به دست او به هلاکت رسیدند به 200 نفر رسید.

کیفیت شهادت حضرت علی اکبر

پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.
لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مرة بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم!
پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند!
بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.
در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست.
تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید.

امام حسین و خاندانش در سوگ حضرت علی اکبر

روز عاشورا پس از شهادت علی اکبر، امام حسین علیه السلام بر بالین فرزندش آمد، صورت به صورتش نهاد و گفت:« خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، گستاخی را از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد!» صدای گریه امام بلند شد، به گونه ای که کسی تا آن زمان نشنیده بود.
آن گاه سر علی را بر دامان گرفت و در حالی که خون از دندان‌هایش پاک می‌کرد، بر صورتش بوسه زد و گفت:« فرزندم! تو از محنت دنیا آسوده شدی و به سوی رحمت جاودانه حق رهسپار گشتی. پدرت پس از تو تنها مانده است، ولی به زودی به تو ملحق خواهد شد.»
در این هنگام زینب کبری با شتاب از خیمه بیرون آمد، در حالی که فریاد می زد:« ای برادرم، و ای پسر برادرم!» و خود را بر روی علی اکبر افکند.
امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به خیمه بازگرداند، و به جوانان دستور داد جسد علی را از میدان بیرون ببرند. آنان پیکر علی اکبر را در برابر خیمه ای که در مقابل آن مبارزه می کردند بر زمین نهادند.
امام حسین علیه السلام محزون و دلشکسته به خیمه بازگشت. سکینه پیشش آمد و سراغ برادرش را گرفت. امام خبر شهادت او را به دخترش داد. سکینه در حالی که فریاد می‌زد، خواست از خیمه خارج شود. امام حسین علیه السلام اجازه نداد و فرمود:« ای سکینه! تقوای خدا پیشه کن و شکیبا باش!»
سکینه گفت:« ای پدر! کسی که برادرش را کشته اند چگونه صبر کند؟!»

منابع:
قصه کربلا، ص 332
مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 31
نفس المهموم، ص 308
ابصار العین، ص 21
لهوف، ص 48
ذریعه النجاة، ص 128
ارشاد مفید، ج 2، ص 107
الدمعه الساکبه، ج 4، ص 332.
گلنـاز | - جمعه چهارم دی 1388
+ |
شهادت حضرت علی اصغر علیه السّلام

 

سوگواریتان قبول حق تعالی

 

 

یکی ازمصائب نا گوار وسوزناک واقعه کربلا شهادت حضرت علی اصغرعلیه السلام است نقل شده: که روزی (کمیت) شاعرمعروف به حضور حضرت صادق علیه السلام رسید،
حضرت فرمود:
یا کُمَیتُ اَنشِدنی فی جَدِّیَ الحسین (ع) فَلما اَنشَدَ کُمَیتُ اَبیاتاً فی مُصیبه الامام علیه السلام بَکیَ الامام بُکاء ًشدیداً وبَکَت النِّسوه و اهل حریمه وصَحنَ فی حجرا تهن
کمیت ! درباره جد ما حسین (ع) شعری بگو، همزمان با سرودن شعر، امام صادق به شدت گریه کرد با نوان وا هل خانه نیز در اتاق خودشان ناله زدند واشک ریختند.


اِذ خَرجت جارِیَه مِن خَلفِ الَّستر مِن حُجَرات الحَرم وفی یَدِها طفلٌ صغیر رَضیعٌ فَوَضَعَته فی حِجرِ الاِمام فاَشتَدَّ حینئذٍ بُکاء الامام فی غایهِ الاِشتداد وعَلا صَوته الشریف و عَلَت اَصواتُ النِّساء الطاهرات خلف الاَستارِِمِن الحجرات
در این زمان بانویی که کودک شیر خواری به دست داشت از اتاق بیرون آمده و کودک را در دامان امام علیه السلام قرارداد، گریه امام این بار بیشتر شده وصدای شریفشان بلند شد وبانوان در خانه نیز به صدای بلند گریستند.
ظاهرأ منظور از این کار یا دآوری شهادت علی اصغر وسنگدلی قاتل وی حرمله بن کا هل اسدی بوده است.

 

کیفیت شهادت علی اصغر(ع)

 

وَلَمّا رَأی الحُسین علیه السلام مَصارِعَ فَتَیانِهُ وَاَحَِبَّته عَزَمَ علی لِقاءِ الْقَوم بِمُهجَته و نادی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حرم رسول الله صلی الله علیه وآله، هَل مِن مُوحِّد یَخافُ الله فینا، هَل مِن مُغیثٍ یُغیثُنا یَرجُو الله بِاِ غاثَتِنا هَل مِن مُعین
یَرجوا ما عِندِ الله فی اعانَتِنا ، فَارْتَفعت اَصوات النِّساء بِالعَویل فَتَقَدَّم اِلی بابِ الْخَیمه و قال لِزینَبَ ناوِلینی وَلَدیَ الصَّغیرَ حَتّی اُوَدِّعه فَأخَذَه واَو ما اِلَیه لِیُقَبِّله فَرَماهُ حَرمَلهُ بنُ الکاهِلِ الاَسَدی لَعنَه الله تعالی بِسَهم فَوقع فی نَحرِه فَذَبَحَهُ، فَقال لِزِیْنَب خُذیهِ ثُمَّ تَلَقّی الدَّمَ بِکَفَّیه فَلما اِمْتَلأتا رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُم قالَ هَوَّن علی ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَین الله.
با به شهادت رسیدن جوانان بنی هاشم ویاران حضرت حسین علیه السلام، امام خود، با تمام وجود برای رزم با دشمن، به سویشان رفت در حا لیکه با نگ می زد:آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاع گند؟آیا موحدی هست که به خا طرما از خدا بترسد؟ آیا فریاد رسی هست که با امید به خدا به فریادما برسد؟آیا یاوری هست که با امید به آنچه در نزد خداست به یاری ما بشتابد؟ در این هنگام از میان بانوان در خیمه شیونی بر خاست پس امام علیه السلام به کنار خیمه رفته وخطاب به زینب فرمود کودکم را بیاور تا با او خدا حا فظی کنم
حضرت کودک را گرفت تا ببوسد در این زمان حرمله بن کاهل اسدی لعنه الله علیه به سوی او انداخت تیر به گلویش نشست وآن را برید پس حضرت به زینب فرمود او را بگیر. سپس خون را در هردودست جمع کرده و به سوی آسمان پاشید وفرمود:آنچه بر من وارد آمد برایم آسان است، چون در محضر خدا است.


قالَ الْباقِرُ عَلیه السلام : فَلَم یَسقُط مِن ذلکَ الدَّمِ قَطرَه الی الارض
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: که قطره ای از آن خون بر زمین نیفتادو
وقال اِبنُ نما: ثُم حَمَلَه فَوَضَعه مَعَ قَتلی اَهْلبَیته
سپس امام علیه السلام علی اصغر را برده ودر کنار شهدای بنی هاشم قرار داده.

 

شهادت علی اصغر به روایت ابی مخنف

زمانیکه حضرت امام حسین (ع) با ام کلثوم در باره علی اصغر سخن می گفت او عرض کرد قدری آب برایش تهیه کن
حضرت طفل را گرفت وسوی مردم بردوفرمود:شما برادرم و فرزندا نم ویارا نم را کشتید وغیر از این طفل کسی با قی نمانده ، او مثل ما هی از آب جدا شده می ماند شربتی از آب به وی بدهید.
طفل از این گوش تا آن گوش گلویش بریده شد آنگاه طفل را بر گرداندو خون بر سینه اش جاری بود، در خیمه گذاشت و مطالبی فرمود که حاکی از شکایت مردم به خداوند متعال بود.
در زيارت ناحيه مقدسه، درباره اين کودک شهيد، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن کاهل الاسدى‏". و در يکى از زيارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:" و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به"

منبع:بنیاد دعبل خزاعی

 

 

گلنـاز | - چهارشنبه دوم دی 1388
+ |
یا حسیــــــــــــــــــــن...

         یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

 

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا         بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش       بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی          به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش           به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب        بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل        بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر          بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم         به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر            به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه          بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش         بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش         به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب            بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش            سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـان

 


ماه محرم، ماه شهادت سید و سرور عالمیان حضرت

اباعبدالله الحسین 

  بر تمامی شیعیان تسلیت باد

سلام دوستان گرامی. من فرناز نویسنده جدید این وبلاگ هستم. امیدوارم

 بتونم وظیفه خودم رو در قبال امام زمان  به خوبی انجام بدم

 خدا نگهدار

فرناز | - دوشنبه سی ام آذر 1388
+ |
تو اگر بیایی ....
 

 

 

سلام بر دلهای شکسته

سلام بر سینه های سوخته

سلام بر دستهای خسته

سلام بر آسمان نگاههای بارانی

سجاده ای بر طپشهای دلم می گسترانم

آه، که این کلام چقدر زمینگر است و هوای روزگاران چه دلگیر

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویم

مهربان سالار، ما را دریاب که هنوز غارنشین نفس امارۀ خویشیم

مولای عزیزم، پدر مهربانم

بی تو خورشید در افقهای غم فرو می رود

بی تو یاسها شکفتن نمی دانند

بی تو تابوت آرزوها برشانۀ لحظه ها سنگینی می کند

بی تو خستگان و دلسوختگان قدومت می میرند

بی تو گلهای نرگس عطر پریشانی و زمزمۀ زندانی می دهند

حال اگرتو بیایی

از طلوع تا غروب

از شفق تا فلق

دسته دسته آیه های نور خواهد بود

شکوفه و گل و سرور خواهد بود

اگر تو بیایی تمام واژه ها صبور خواهند بود

تو اگر بیایی از گرمای نگاهت، نرگسهای دشت می رویند

و دستان خسته ام باغبان نهال عشقت می شوند

تو اگر بیایی برهوت زندگی به ظهور لالۀ حضورت آباد میشود

تو اگر بیایی اشک غم بر چهرۀ ماتم می میرد و رنگ شادمانی می گیرد

اینک ...

دلسوختگان ،

ندبه خوانان مولا،

هزاران هزار گل نثار بغض گلویتان

بار غم بشویید و سرود تبریک بخوانید که مولا می آید

آقا می آید

سرور می آید

به امید جانفشانی در صبح ظهورت

 

اللهم عجل لولیّک الفرج

 

ز- مزینا

 

گلنـاز | - یکشنبه بیست و دوم آذر 1388
+ |
السلام علیک یا بقیّّة الله
 

 

 

 

منتظران! نور دیدگانم!

امشب که سر به بالین می گذارم و به خواب می روم، شاید آخرین شب هجران باشد، هجران مشتاقان ؛ مشتاقان محروم از دیدار یار سفررفته ....

امّا اگر عمر ما به انتظار گذشت و او را ندیدیم، شما، پیغالم ما را و سلام ما را به آن امام مهربان برسانید

هرآنچه مهر و دوستی در قلبهایتان دارید، در دست بگیرید و به او هدیه کنید و بدانید از شما می پذیرد؛ چون او خیلی آقاست

اگر روزی در چشمان پر فورغش خیره شدید؛ از قول ما هم به او سلام کنید و بگویید:

السّلام علیک یا بقیّة الله

... امّا نه، او خواهد آمد و ما هم صدای زیبایش را خواهیم شنید که از کنار کعبه ندا دهد:

حقّ آمد و باطل رفت !

شاید فردا و شاید همین جمعه، ما را بخواند

 

راستی آیا آماده اید ؟

 

 

امیر حسین معتمد تبار

 

 


از کتاب مهر مهربان، انتشارات برگ نفیس، تهران، چاپ اول، 1378ش.

 

 

گلنـاز | - چهارشنبه هجدهم آذر 1388
+ |
وقتی تو بیایی
 

 

 

وقتی تو بیایی

چشمانم به پیشواز تو خواهند آمد

و من دستان گرمت را خواهم فشرد

و مهربانی را در نگاهت جست و جو خواهم کرد

وقتی تو بیایی

داستان کهنه و خاک گرفته زندگی من تازه خواهد شد

و قلبم در پناه دستان تو آرام خواهد گرفت

وقتی تو بیایی

درخت خزان گرفته رو به زوال من بی برگ نخواهد ماند

و پشت سرما گرفته من را گرما خواهی بخشید

با آمدنت

کابوس تیره من نورانی خواهد شد

و زمین دیگر سرد و خاموش نخواهد بود

دیگر کسی غمی نخواهد داشت

آنگاه

آسمان را خواهم شکافت

و تا اوج خواهم شتافت

و به اوج خواهم رفت

به اوج خورشید

که پر از گرما و نور است

که تو مهربان مهربانی

هر جمعه در انتظارت، ای منجی عالم

 

 

سپیده سادات صالحی

 

 

گلنـاز | - سه شنبه دهم آذر 1388
+ |
گل محمدی باش تا محتاج ادکلن نشوی...!

   قحطی خدا پرستی است!

مردم از بی ایمانی در رنجند. در دکان بشریت دو سیر عرفان یافت نمیشود!  در بوتیکهای مردانه غیرت زنانه می فروشند!مرگها قسطی شده و بایدآهسته آهسته بمیری زیرا کوبن شهادت اعلام نمی شود! کالای گناه استاندارد جهانی دارد و بازار چشم چرانی شلوغ است...


 

تو در این اشفته بازار چه داری؟!


چند سال است بعد از جنگ خشکسالی شده واصلآ زمستان نداریم.! اصلآ دیگر حال خواندن دعای کمیل و توسل و... را نداریم زیرا همیشه مشغول نگاه کردن به این سریال وآن برنامه هستیم؟!


 

این روزها با خط سریع السیر بی تقوایی به مقصد میرسی!


اوژانس امر به معروف ضعیف و خیابان امر به منکر شلوغ! اتوبان بلاتکلیفی یکطرفه است ودر ادارات باید از خط ویژه ی پارتی عبور کنی وگرنه درترافیک بی آشنایی می مانی!

 

ادامه مطلب را کلیک کنید...

 

برگرفته از وبلاگ:http://ya30n.blogfa.com/


ادامه مطلب
مسعود | - پنجشنبه پنجم آذر 1388
+ |
علائم و نشانه های آخرالزمان...

۱۰۰ نمونه از نشانه های آخرالزمان...؟!

 

۱. هرگاه دیدى : حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
2. و دیدى كه : ظلم همه جا را گرفته.
3. و دیدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4. و دیدى كه : دین همچون ظرف تو خالى و بى محتوا شده است .
5. و دیدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6. و دیدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7. و دیدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده.
8. و دیدى كه : افراد با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذیرند.
9. و دیدى كه : شخص بدكار ، دروغ گوید و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10. و دیدى بچه ها ، بزرگان را تحقیر كنند.

 

دوستان عزیزی که می خواهید این مطلب رو بخونید، از همه تون

 خواهش می کنم برای دوست عزیزمون که مریضه دعا کنید...

 اجرتون با صاحب الزمان (عج)

 

باز هم جمعه شد و غصه ی من تازه شده          درد این بی خبری بی حد و اندازه شده

باز هم جمعه شد  و چشم به ره مانده شدم        باز از دوری  تو خسته و درمانده شدم

باز هم جمعه شد و از تو خبــــر نشنیدم         باز از بی خبری های دلم نالیدم

باز هم درد فراقت  کمرم را خم کرد        باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد

باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم       شاید آورد صبا از مه رویت خبرم

 

 

ادامه مطلب را کلیک کنید...


ادامه مطلب
مسعود | - یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
+ |
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

*السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان*
ورود شما رو به وبلاگ "یوسف زهرا" خوش آمد میگیم و امیدواریم که از مطالب وبلاگ بهره کافی رو ببرید.
این وبلاگ در رابطه با ولی عصر(عج) مطلب می نویسد و به بررسی علائم و نشانه های ظهور می پردازد.در کنار این مطالب اساسی و مهم، موضوعات دیگری نیز در وبلاگ آپ خواهد شد که برای استفاده از این موضوعات و مطالب می توانید به آرشیو موضوعی وبلاگ مراجعه کنید.
تبادل لینک با وبلاگ: این وبلاگ با تمامی وبلاگ های موجود، تبادل لینک می کند. اگر مایل به تبادل لینک با ما بودید، می توانید ابتدا ما را با نام "یوسف زهرا" لینک کنید و سپس به ما اطلاع دهید تا ما نیز شما را لینک کنیم.
همکاری با وبلاگ: از تمامی عزیزانی که می توانند ما را در امر وبلاگ نویسی یاری نمایند، دعوت به همکاری می نماییم.برای اینکه آمادگی خود را برای این کار به ما اعلام کنید می توانید در قسمت نظرات به ما این موضوع را اطلاع دهید.
نظرات،انتقادات و یا پیشنهادات شما موجب افتخار ماست.
**** *****
ای سایه ی لطفت همه جا بر سر من
گر از تو منم جدا تویی در بر من
عمری است تو را خطاب کردم مولا
یک بار تو هم به من بگو نوکــــرِ من

نویسندگان
مسعود
گلنـاز
فرناز
موضوعات مطالب
دعوتنامه پرشین گیگ(PersianGiG)
رد فرقه های دیگر و اثبات حقانیت شیعه
قبه الخضراء...؟
علائم و نشانه های آخرالزمان
سوالاتی در رابطه با امام زمان (عج)
زندگی نامه امام زمان(عج)
غیبت امام زمان (عج)
علایم ظهور امام زمان (عج)
لزوم شناخت امام زمان (عج)
منجی در قرآن و دیگر کتب آسمانی
امام زمان در روایات
امامت امام زمان (عج)
طـــــــــــول عمـــــــــــــر
برخی از فضایل امام زمان (عج)
ظهــــــــــــــــور امام زمان (عج)
حکـــــــــــومت
یاران امام زمان (عج)
حقوق امام زمان بر ما
وظایف ما در زمان غیبت
رهنمودهای امام زمان (عج)
مناجات با امام زمان (عج)
اشعار مرحوم حاج محمدرضا آقاسی
اشعار ملا محسن فیض کاشانی
تصاویر بسیار زیبای مذهبی
سایر امکانات


!

www.SHiaTheme.ir